نخستین کتابخانه ها در جهان اسلام در مساجد پدید آمدند، زیرا مساجد گذشته از ان که مکانی مقدس برای عبادت بودند، برای آموزش و ایجاد حلقه های درسی و بحث نیز محل مناسبی تلقی می شدند.و چندان فراوان بودند که به سختی می توان مسجد یا بنیاد علمی ای فاقد کتابخانه پیدا کرد. بدین سان گروه های مختلفی از گونه گون لایه های اجتماعی از این فراهم شده بهره می گرفتنداین سنت از زمان پیامبر اسلام(ص) جاري بود. پس از آغاز جریان تالیف و تصنیف در جهان اسلام ،مولفان مسلمان آثار خود را براي استفاده عموم،وقف مساجد میکردند. بدین ترتیب در مساجد، گذشته از قرآن که به وفور در دسترس همگان قرارداشت، کتابهاي حدیث، تفسیر، سیره، فقه ، و کلام که مورد استفاده طلاب بود نیز نگهداري میشد. و نیز"کمتر مدرسهاي در عراق، خراسان و سوریه و مصر پیدامی شد که کتابخانه نداشته باشد. به سختی میتوان تک مدرسهاي بیمجموعه کتابخانه یافت. ارزش آن کتابخانه به توانمندي مالی خود مدرسه بستگی داشت". در مقایسه با بسیاري از مراکز فرهنگی جهان اسلام، بغداد نه یک شهر قدیمی بل شهر نو بنیادي است که در سده هشتم میلادي ساخته شد. مسلمانان، خود، بغداد را در مرکز قلمرو پهناور خویش، و دقیقا در کرانه فرات که محل تقاطع راههاي بازرگانی بود و اقیانوس هند را به دریاي مدیترانه پیوند میداد، بنا کردند. به دلیل سیاست حکیمانه خاندان عباسی و موقعیت مناسب جغرافیایی بغداد، این شهر سریعاً به صورت مهمترین مرکز سیاسی و فرهنگی جهان اسلام و پرجمعیت ترین شهر جهان حدود یک و نیم میلیون نفر) در آمد. از آغاز سده نهم میلادي تا سقوط بغداد به دست مغولها در سال 1258 م، تولید کتاب در این شهر به گونه اي بی مانند در آن زمان رشد کرد.خلفا شخصاً به کتاب شور و علاقه نشان میدادند و بدان اهتمام میورزیدند؛ چه دانشمندان را به فراگیري علوم و نویسندگان را به نوشتن کتاب تشویق میکردند.آنان همچنین به گردآوري، ترجمه وبررسی آثار نویسندگان کهن یونان بشدت تشویق مینمودند. این چنین بود که شمار فراوانی از نسخه برداران، مترجمان، صحافان، کتاب آرایان و دانشوران در تولید کتاب و ترجمه و نشر متون گوناگون مشارکت ورزیدند. کوشش هاي اینان در راه گردآوري کتابهاي نویسندگان کلاسیک یونان جایگاه مهمی دارد؛ زیرا به برکت ترجمه هاي سوري و دیگر ترجمه ها که در پایان عصر کهن و آغاز عصر میانه انجام پذیرفت، شمار زیادي از این کتابها به دست ما رسید. بغداد تنها آثار نویسندگان باستانی یونانی را فراهم نمی آورد، بلکه نوشته هاي نویسندگان کشورهاي مجاور، مانند هند و سایر جاها، نیز به این شهر می رسید.در چنین شرایطی طبیعی بود که خیلی زود ابتدا کتابخانه هاي شخصی و سپس کتابخانه هاي کاخها، خلفا، خاندان وزرا و دانشمندان که از خلفا تقلید میکردند، پا به عرصه وجود گذارند. افزون بر این، در مسجدهاي جامع و مدارس دینی نیز کتابخانه ها روز به روز فزونی گرفتند. 

اما نخستین حرکت جدي براي ایجاد کتابخانه در جهان اسلام را باید به مأمون عباسی نسبت داد بیت الحکمه را هارون الرشید وبه گفته ای مأمون در بغداد و به تقلید از جندی شاپور برپا ساخت.در این مرکز مهم فرهنگی کتابهاي فلسفی و علمی به عربی ترجمه میشد. بیت الحکمه، کتابخانه اي وسیع و مهم نیز داشت که کتابهاي فراوانی از زبانهاي سریانی، رومی، پهلوي، و هندي در آن یافت میشد.رصدخانه هاي بغداد و دمشق نیزظاهرا به همین بیت الحکمه تعلق داشتند. در این رصدخانه ها منجمان به تألیف زیج هاي جدید و تصحیح زیج هاي کهن مشغول بودند. در سده هاي دوم و سوم هجري قمري،در سرتاسر جهان اسلام 34 بیمارستان مجهز وجود داشت که هر کدام در یکی از شهرهاي بزرگ قرارداشت و برخی نیز مجهز به کتابخانه بودند.پس از مأمون و با شروع سختگیري هاي متوکل، از رونق بیت الحکمه و کتابخانه آن کاسته شد.

همچون کتابخانه اسکندریه و دیگر کتابخانههاي قدیمی، در کتابخانههاي بزرگ بغداد نیز دانشمندان و افراد تحصیل کرده گرد می آمدند و در موضوعات مختلف علمی مباحثه و به متون ادبی گوش فرا می دادند. در بغداد همچنین، براي اداره این کتابخانه ها افراد تحصیلکرده برخوردار از موقعیت بالاي اجتماعی تعیین میشدند.در جهان اسلام تنها بغداد نبود که کتابخانه داشت، بلکه در شهرهایی چون سمرقند، حلب، موصل، دمشق و ... نیز کتابخانه هاي بزرگ و فراوانی به وجود آمدند. نویسندگان مسلمان اطلاعات زیادي از این کتابخانه ها براي ما بر جاي گذاشته اند؛ مثلا طبیب و فیلسوف معروف، ابن سینا زندگینامه خود کتابخانه خاندان سامانی در بخارا را وصف می کند.با همه این احوال،کتابخانه هایی که در مصر دایر شدند از کلیه کتابخانه هاي جهان اسلام عظیم تر و با اهمیت تر بودند. درقاهره فاطمیان در زمینه پیشرفت فرهنگی همان نقش مثبتی را ایفا کردند که عباسیان در بغداد. پیش از به قدرت رسیدن خاندان فاطمی در مصر، مسلمانان توجهی به نگارش و کتاب و کتابخانه نشان نمی دادند. در سالهاي بعد این افسانه شکل گرفت که مسلمانان، هنگام فتح اسکندریهدر سال 642 م، بقایاي کتابخانه معروف آن را سوزاندند. بر پایه این افسانه حمام هاي اسکندریه مدت چهار ماه سوخت مایه خود را از کتابهاي این کتابخانه تأمین می کردند، اما امروز در این که مسلمانان بقایاي اسکندریه را سوزانده اند بحق شک و تردید میشود.

مسلمانان، به دنبال فتح ایران در سال 637 م، با کتابهاي فراوان و شمار زیادي دانشمند و شاعر و افراد تأثیر پذیرفته از فرهنگ باستان و از همه مهم تر با تشکیلات آماده فعالیت نظام مند علمی وفرهنگی)کتابخانه ها، مراکز اسناد وآکادمی ها( روبرو شدند، این خود موجب گشت که دستاوردهاي آن روزگار فرهنگ ایرانی را که در بسیاري از زمینه ها عقب مانده بود، به آسانی بپذیرد و از همانجا آن را پیش برند.

 کتاب در اسلام، اما خود داستان دیگري دارد:  آغاز پیام وحیانی با فرمانِ خواندن، سوگند خوردن به قلمکه نمادي است براي نوشتن ،فراخوانِ مکرر به تعلیم و تعلم، پافشاري بر کتابت، رویکرد گسترده پیروان آیین اسلام به فراگیري خواندن و نوشتن، همه و همه نمودهایی از این گذشته درخشان و تابان است. به اینها باید مصحف نویسی را نیز افزود که خود فصلی است پردامنه و در خور پژوهشی مستقل؛ اهتمام ویژه مسلمانان به قرآن، آنان را واداشته است تا ظریف ترین و دقیق ترین آرایه ها را در نگارش و تزیین این کتاب آسمانی به کار گیرند، و افزون بر خلق هزاران نسخه بسیار نفیس، نقطه عطفی را در تاریخ کتاب آرایی رقم زنند و فنون نسخه نویسی و نسخه آرایی را به دیگران بیاموزند.،گردآورندگان خصوصی بزرگترین انگیزه و عامل براي تولید کتاب بودند، هر چند کتابخانه هاي سلطنتی و بعدها کتابخانه هاي کالج ها نیز تقاضاي زیادي را مطرح کردند. بسیاري از دانشمندان معتقد به اصالت انسان، استادان صرف و نحو، فرهنگ و لغتنامه نویسان، زبان شناسان، مورخین، شرح حال نویسان، و روحانیون مسلمان صاحب کتابخانه هاي بزرگ و استثنایی بودند که فوق العاده باارزش بودند. شاید بزرگترین کتابخانه خصوصی از آن صاحب بن عباد وزیر دو نفر از سلاطین سلجوقی بود.(کیلگاور،1383، 93) بی تردید قرآن و تعالیم پیامبر(ص) مهمترین عامل توجه مسلمین به کسب علم و دانش بود. نخستین آیه اي که بر پیامبر نازل شد نیز تأکید بر همین امر داشت:"بخوان به نام پروردگارت". اگر قرآن را به دقت بخوانیم برتري انسان نسبت به سایر مخلوقات را در علم و دانش او میداند. قرآن عامل بسیار موثري در بالا بردن فکر و اندیشه مسلمانان بود و ایشان را به تفکر و تحقیق سوق میداد."قرآن، پس از جلب نفوس به فلسفه خلقت و پیریزي شالوده ایمان و زیربناي اصلاحات، افکار را براي هر چه بهتر و بیشتر اندیشیدن و آموختن بسیج کرد، پیدرپی مردم را به تفکر و تعقل ترغیب کرد و جهل و بی خبري را نکوهش نمود و مردم نادان و بیفکر را کر و کور و لال و در ردیف چهارپایان به شمار آورد. در سراسر قرآن کلماتی از ماده علم و حکمت، معرفت، بصیرت، شعور، فکر، فهم، عقل، تدبر، و استنباط، با اسلوبی مؤثر و مؤکد، بسیار آمده است. این بیانات موجب افزایش ارزش علم و تفکر در نزد عموم و در نتیجه جامعه نیز به سوي دانش و اندیشه سوق یافت. در کلام نبوي و ائمه نیز مطالب بسیاري در مورد آموختن علم و دانش وجود دارد. در دوران شکوفایی عظیم تولید کتاب در جهان اسلام؛ یعنی زمانی که چندگانگی مراکز فرهنگی اسلامی مشکلات جدي پیرامون پخش اطلاعات مربوط به دستاوردهاي علمی مطرح می کرد و اطلاعاتی که در دربار خلیفه یا مدارس شنیده می شد دیگر کافی نبود، نیاز به تهیه کتابهاي مرجع پیدا شد. لازم بود عناوین شمار انبوه کتابهایی که یا خود مسلمانان نوشته و یا از زبان هاي دیگر، مانند یونانی، سریانی و هندي، ترجمه کرده بودند ثبت و مرتب شوند. همچنین میبایست اطلاعات مربوط به نویسندگان کتب و محتواي آنها فراهم آید. افتخار پیشگامی این کار سترگ از آن "ابن الندیم" است.  همو که در بغداد بزاد و در قسطنطنیه بزیست.در سال 987 م کتاب نامدار خود، الفهرست، را نگاشت و در آن تمام نوشته هاي عربی، به اضافه نوشته هاي دیگر مللی را که به عربی ترجمه شده بود، آورد. ابن الندیم در دیباچه این کتاب هدف از اقدام خود را آشکارا توضیح می دهد: "این، فهرستی است از کتب همه ملتها، از عرب و عجم، که در رشته هاي گوناگون علمی به زبان و خامه عربها نوشته شده و موجودند، با تاریخچه اي از مصنفان و طبقات مؤلفان آنها، نسب ایشان، تاریخ ولادتشان، اندازه عمرشان، زمان مرگشان، زادگاه شان و محاسن و معایب شان، از آغاز پیدایش هر علمی تا روزگار ما ".جالب توجه آنکه ابن الندیم از کلکسیونرهاي کتاب آن روزگار و کتابخانه هاي آنان و حتی به مزایده گذاشتن کتابها نیز اطلاعاتی به دست میدهد.

زان پس، در سده یازده میلادي، کتابهاي مشابهی به نگارش در آمدند، اما هیچ کدام آنها به پاي الفهرست ابن الندیم نمی رسند. از میان این کتابها باید فهرست طوسی را نام ببریم که در آن نهصد کتاب در تمام زمینه هاي علمی، دینی، فرهنگنامه ها، شعر و ... نام برده شده است.

در روزگاري که تولید کتاب در دنیاي اسلام به سطح بسیار بالایی رسیده بود و فرهنگ اسلامی دیگر دریک مرکز منحصر نبود، امري که خود کسب اطلاع از کتاب هایی را که در سراسر کشور پهناور اسلامی نوشته میشدند با دشواري مواجه می ساخت این قبیل کتابهاي شرح احوال و آثار اهمیت بس زیادی داشتند.

دارالحکمه، بغداد.دوران عظمت کتاب ها و کتابخانه های اسلامی تحت سیطره خلفای عباسی بود. خلفای مزبور پایتخت جهان اسلام را از دمشق به بغداد منتقل کردند. نخستین خلفای عباسی، از جمله هارون الرشید از دوستداران کتاب و علوم بودند. فرزند هارون، مامون بنیانگذار دارالحکمه بود. این موسسه در بغداد دایر گردید و شامل یک رصدخانه نجومی و یک کتابخانه بود. کتابخانه به روی دانشمندان و عموم مردم از سراسر دنیای اسلام باز بود. کتابداران دارالحکمه اغلب دانشمندان بزرگی بودند که ظاهرا به جهت دانش ایشان از علوم و شناخت آنان از کتاب برگزیده می شدند. فعالیت آنان در زمینه جمع آوری و ترجمه کتب علمی بود.این کتابخانه تا زمان هجوم مغول به بغداد وجود داشته است.

دارالعلم، قاهره.در مصر خلفای فاطمی طی قرون نهم و دهم میلادی سعی کردند یک مرکز فرهنگی شبیه به دارالحکمه بغداد در قاهره ایجاد کنند. کتابخانه در سال 1004م/395ه ق توسط خلیفه حکیم بنیان گذاشته شد.حدود شصت سال پس از گشایش این کتابخانه، ابوالفرج از وزرای عصر، 25 بار شتر کتاب را به قیمت 000/100 دینار فروخت تا بهای آنجا را به سپاهیانش بدهد. چند ماه بعد سربازان ترک سپاه خلیفه را شکست دادند، به دارالعلم هجوم آوردند و آن را کاملا غارت کردند. دسته های نظامی جلدهای چرمی مرغوب کتابها را از هم گسستند و از آنها برای خویش کفش ساختند و صفحات نسخ خطی در محلی نزدیک قاهره که تا مدتها پس از واقعه به "تپه کتاب" معروف شده بود، سوزانده شد.

کتابخانه قرطبه(اسپانیا).مسلمانان بعد از سال 92 ه ق وارد اسپانیا شدند و در قرطبه، پایتخت اسپانیا و سایر بلاد، تمدن پیشرفته ای را ایجاد کردند.بزرگترین کتابخانه در اسپانیا در قرطبه به فرمان خلیفه حکیم ثانی بنا گردید. حکیم ثانی افرادی را به بازارهای کتاب در جهان اسلام می فرستاد.به علاوه، کتابخانه حجره هایی داشت که عده ای نسخه بردار، صحاف و تذهیب کار در آنها به ارائه خدمت مشغول بودند.